آخرین اخبار سایت

 

             اسلام علیک یا ضامن آهو                                         دوستان خوبم به وبلاگ شیربیم خوش آمدید.طبق آخرین آمار به دست آمده دختران شیربیم در آستانه ازدواج هستند.خانم معلم عروس می شود(براش ارزوی خوشبختی کنید)هستی جون هم پرید......... آخ که از دست دادنش پسرایی که زن خوشگل می خواستن وخوبتاریخ عروسی خانم معلم به بهمن ماه تغییر یافت. منتظر جشن عروسی خانم معلم در تاار مهرو ماه باشین!البته اگه شما هم دعوت بشین...............................!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ادامه مطلب  

معلم  

معلم باغبان غنچه های عشق می باشدمعلم رهنمای لاله های عشق می باشدمعلم شمع رخشانی که میتابد در این عالمچراغ روشن پروانه های عشق می باشدمعلم جان جانان و امید دانش آموزانفروغ دیده دلداده های عشق می باشدمعلم چون گلستانی صبور وبا عطوفتپذیرای نوای نغمه های عشق می باشدبه هنگام بهار و موقع بشکفتن گلهامعلم شاهد گل وازه های عشق می باشدبگو "شهپر" بیاموزد ز علم بیکران اوکه علم او صفای خانه های عشق می باشد

ادامه مطلب  

آپ  

من آپدیت می کنم ... پس هستم !زمانی که دانشسرای تربیت معلم بودیم ... سن و سالی نداشتیم زمانی که معلم روستا بودیم ... موتور سیکلتی نداشتیم زمانی که دانشگاه رفتیم ... جایگاه نداشتیم / البته برای خواب ! / زمانی که معلم شهر شدیم ... خانه ای نداشتیم زمانی که داریم به بازنشستگی نزدیک می شیم ... سن و سال داریم . موتورسیکلت داریم ... جایگاه داریم / جای خواب / چی کم داریم ؟ نگو حقوق مکفی عزیز ... نگو . بگو یه مرگ ساده کم نیاریم که در روز بازار قیامت دوباره دستور بازگ

ادامه مطلب  

اگر معلم باشی نمی شود عاشق نباشی ...  

می شود مهربان بود مثل خانم توکلی که صبح به صبح می آمد، دست می کشید روی سر همه بچه های کلاس اول  ب.می شود نگاهی نافذ داشت مثل نگاه خانم شهابی نیا معلم کلاس پنجم که وقتی چشمش در چشم ما می افتاد حساب کار دستمان می آمد.می شود سرخوش بود مثل آقای سپهیار. نه ببخشید سپند وند... سپه وند... آره این درسته. معلم ورزش اول راهنمایی که نه به زمین بود و نه به آسمان و می خواست از هرکدام از ماها یک رونالدو بسازد.می شود باهوش بود مثل آقای هاشمی معلم ریاضی دوم راهنمایی

ادامه مطلب  

شایعه  

چند روزه که شاگردای پارسالم زنگ میزنن میگن:خانم ،شنیدیم میخوای بیای مدرسمونو هر روز حداقل به یه نفر باید توضیح بدم که نه.قرار نیست حتما بیام اگه هم بیام معلوم نیست کی بیام.(یکی از مدارکمو نگرفتم از اون مدرسه و میگن نمیتونیم بدیم به کسی.محرمانه ست!!!!!!!! باید خودت بیای)حالا یه بار که ثنا خیلی می گفت دلم تنگ شده و از این حرفا... بهش گفتم میام به زودی و نتیجه این شده.دیروز سالار زنگ زده بود:خانم، میای مدرسۀ ما روز معلم؟من: نه.روز معلم واسه چی؟ من باید

ادامه مطلب  

احکام دین حکم خوردن و لیسیدن آلت زن و مرد  

 
حکم
خوردن و لیسیدن آلت زن و مرد
 
سوال
۱:
 
? چرا
زوج هاي جوان بعد از گذشت مدّتي از آغاز زندگي ديگر آن شور و شوق دوران نامزدي را ندارند
و مانند سابق از همسرشان لذت نمي برند؟ و به قول خيلي ها : چرا زندگي فقط 6 ماه اوّلش
زيباست؟...!

ادامه مطلب  

معلم عزیزم .....  

برای شمامینویسم شمایی که خاطراتتان تنها امر زیستن من است همچنان "دوستتان دارم" میدانم که هیچگاه این را نخواهید پذیرفت اما نمی دانم چرا ؟...شاید هنوز وسعت عشق مرا در نیافته اید شاید هنوز نمیدانید که من چگونه دوستتان دارم ......                                                                                                                         فرشته ی مهربونم معلم نازنینم خانم عابدینی دوستتون دارم .

ادامه مطلب  

وقتی بعد از یه خواب راحت صداتون کنن واسه درس از این شعرا می گین  

وقتی بعد از یه خواب راحت صداتون کنن واسه درس از این شعرا می گینروزا که ما می خوابیم / خانم معلم بیداره ما خواب خوش می بینیم / اون دنبال شکارهخانم معلم زرنگه / با بچه ها می جنگه با منفی و با دعوا / مارا می کنه رسوا اتل متل توتوله / خانم معلم چه جوره نمره به ما نمی ده / این دنده و اون دنده خانم معلم نامرده این شعرا هنوز 1 ساعت نیست سرودم رفتم از پس سوالای عربی هم بر اومدم 20 تا اون جایی هم که میشد بدخط نوشتم این شعرا هم دبیرم خوند و با کتاب زدم 

ادامه مطلب  

 

عشق چیست؟





از معلم دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت: حرام است از معلم هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول محور نقطة قلب جوان میگردد از معلم تاریخ پرسیدند عشق چیست؟گفت:سقوط سلسله ی قلب جواناستlove از معلم زبان پرسیدند عشق چیست؟؟ گفت:همپای از معلم ادبیات پرسیدند عشق چیست؟؟ گفت:محبت الهیات است از معلم علوم پرسیدند عشق چیست؟؟ گفت:عشق تنها عنصری است

ادامه مطلب  

انتقاد  

انتقاد یا به قول بعضی از شاگردام  انتگادات مسبت /مصبت/مثبت و منفی به اینجانب :امروز زنگ آخر از بچه ها خواستم نظراتشونو در مورد من بنویسن و البته توضیح دادم که لزومی نداره بترسن یا خجالت بکشن و موارد منفی رو ننوسن.گفتم اتفاقا بیان موارد منفی سازنده تره.همینطور گفتم اگه پیشنهادی هم دارن بنویسن که در صورت امکان در سال جدید باعث تغییر و تحولات مثبت بشه .حالا به طور خیلی خلاصه اینجا میذارمشون:( غلط های املایی عمدی هست.همونطور که بچه ها نوشتن می نو

ادامه مطلب  

پیشاپیش روز معلم  

آن مرد معلم است . یک روز روز معلم است .آن مرد در روز معلم می آید .آن مرد با اتوبوس می آید . او در روز معلم تبریک هدیه می گیرد . تبریک یک جور هدیه است . او هدیه را دوست دارد . هدیه او را دوست ندارد . آن مرد از لج هدیه عکس خود را در فیسبوک می گذارد تا لایک بگیرد .لایک او را نمی گیرد .اما رودرواسی داداش و آبجی و همساده و دیگران خوب است . زیرا آنها پای عکس آن مرد چیزهای قشنگ می نویسند .آن مرد شمارش بلد است .آن مرد می شمارد .هفت ... شش ... پنج ... چار ... سه ... دو ... یک ...

ادامه مطلب  

 

دبير ستاد بزرگداشت هفته معلم در خراسان جنوبي خبر داد اجراي ۱۰۰ برنامه در خراسان جنوبي همزمان با هفته معلم خبرگزاري
تسنيم: دبير ستاد بزرگداشت هفته معلم در خراسان جنوبي برنامه هاي اين ستاد
براي گراميداشت مقام معلم در استان را تشريح كرد.

ادامه مطلب  

 

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا ..... !
دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره
شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟
ها؟
فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )
دخترک چانه لرزانش را جمع کرد... بغضش را به زحمت قورت داد و آرام

ادامه مطلب  

 

این قضیه که تعریف می کنم واقعیه خالی بندی در کار نیست پس گوش کنید
در اول دبیرستان کتاب به من بگو چرا !!!! را مطالعه می کردم و اینکه
دانشمندان برای هر چیز کوچک چرای بزرگی در سر دارند معلم شیمی ما یک استاد
کونگ فو کار بود در وسط کلاس یکی از این چراهای بزرگ در کله من جا گرفت و
بی هیچ مقدمه پرسیدم
من:آقا اجازه
معلم: بفرمایید
من:آیا هویچ آهن دارد
معلم‌: با وجود اینکه این مربوط به بحث گیاه شناسی است ولی آهن بصورت یونیزه در ....
در وسط حرف معلم پرسیدم
من:پس

ادامه مطلب  

پرسپولیسو عشقه  

ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻫﺴﺘﯿﺪ ؟ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺁﺭﻩ ﺑﻪ ﺟﺰ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ-ﻣﻌﻠﻢ:ﺗﻴﻢ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺗﻮ ﮐﯿﻪ؟+ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ:ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ-ﻣﻌﻠﻢ:ﭼﺮﺍ ؟+ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ:ﺧﻮﺏ ، ﭘﺪﺭﻡ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺴﻪ ، ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ، ﺍﯾﻦﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﻣﻦ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺑﺎﺷﻢ.-ﻣﻌﻠﻢ ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﻣﯿﮕﻪ:ﺍﮔﻪ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺍﺣﻤﻖ ﺗﻮ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﺪﯼ ؟......+ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣ

ادامه مطلب  

 

يه دانش آموز اول دبستاني از
خانم معلمش پرسيد ميشه من به كلاس بالاتر برم
معلم گفت چرا
دانش آموز :چون من احساس ميكنم بيشتر از حد و اندازه اين
كلاس ميفهمم
خانم معلم اون رو پيش آقاي مدير مدرسه ميبره تا بعد از تست
دربارش تصميم بگيره
مدير ازش ايطوري سوال كرد
سه ضربدر چهار
دانش آموز : دوازده
مدير :شش ضربدر شش
داش آموز: سي و شش
مدير: پايتخت ژاپن
دانش آموز:توکیو
و مدير همينطور تا نيم ساعت
ازش سوال پرسيد و دانش آموز همه سوالات رو جواب داد
اينجا خانم معلم ا

ادامه مطلب  

 

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا ..... ! دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره
شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن
؟ ها؟ فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم ) دخترک چانه لرزانش را جمع کرد... بغضش را به زحمت قورت داد و آرام

ادامه مطلب  

جوابیه خانم یگانه  

با سلام خدمت خواهر گرامی سرکار خانم یگانه:انقراض آقایان فعلا در حد یک فرضیه هست و همچنان نیاز به بازنگری و مطالعات گسترده داره تا اثبات گردد. بله بنده همچنان در همون دانشگاه و همون قسمتی که بودم مشغول خدمت هستم، با تشکر از شما که همچنان معلم خودتون رو از یاد نبردید. با آرزوی توفیق و سلامتی برای شما و خانواده گرامی 

ادامه مطلب  

فقر و خجالت  

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد:
ســـارا.....دخترک خودش را جمع و جور کرد،سرش را پایین انداخت
و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت:بله خانم؟؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش میزد،به چشم های سیاه و مظلوم دخترک خیره شد
 و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن؟ ها؟
فردا مادرت رو میاری مدرسه میخوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم.
دخترک چانه لرزانش را جمع کرد....
بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت:

ادامه مطلب  

خانم! برو.  

تقریبا یه ماهه چهارشنبه ها دو زنگ آخر رو مرخصی می گیرم.امروز حمید میگه: خانم امروزم دو زنگو میرین؟من؟ یه کم مکث----- نظر شما چیه؟ برم یا نرم؟بعضی از دخترا: خانم نرین.( الکیییییییی)بعضی از پسرا: خانم برین.علی با هیجان و خوشحالی: خانم وقتی شما میرید ما شلوغ می کنیم.بازی می کنیم.میریم ورزش.انقد خوش می گذره.حمید: خانم، نرید بهتره .برید بهتر تره!!!!!!!

ادامه مطلب  

عشق چیست؟  

 عشق چیست؟از معلم دینی پرسیدند عشق  چیست؟ گفت: حرام استاز معلم هندسه پرسیدند  عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول محور نقطة قلب جوان میگردداز معلم تاریخ پرسیدند  عشق چیست؟گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان استlove از معلم زبان پرسیدند  عشق چیست؟؟ گفت:همپایاز معلم ادبیات پرسیدند  عشق چیست؟؟ گفت:محبت الهیات استاز معلم علوم پرسیدند  عشق چیست؟؟ گفت:عشق تنها عنصری است که بدون اکسیژن میسوزداز معلم ریاضی پرسیدند  عشق چیست؟؟ گفت:عشق تنها عددی است که هرگز تنها نی

ادامه مطلب  

آثار همکارانی که بدست ما رسیده است  

همکاران :1-خانم یوسف پور                                7-خانم فخار                     ۱۳-رسول دوست محمدی        2-خانم باوفا                                      8-خانم قائم مقامی3-خانم میرزا حسنیان                          9-خانم عربی4-خانم ذوالفقاری                               10-آقای نجفی5-خانم زواری                                    11-آقای طاهری6-خانم فرزاد                                     12-خانم پور قادری
توجه: همکار

ادامه مطلب  

تو اردو بچه ها چادر مشکی سر می کنن  

دویست و چهل و نهمین خاطره ی چی شد چادری شدم: آرامشش مایلم کرد

من كلاس چهارم بودم و هنوز چادر سر نمي كردم و خانم مدير، این را مي دانست .يك
روز خانم معلّم به ما گفت:قرار است براي اردو به حرم حضرت معصومه«س»برويم و
ايشان به من تاكيد كردند كه با چادر به مدرسه بيايم. من هم چيزي نگفتم و
به كار خودم ادامه دادم. چند دقيقه بعد خانم مدير من را صدا كرد تابه دفتر
بروم. در دفتر چندتايي از معلّمان بودند؛خانم مدير روي صندلي اوّلي نشست و
شروع به صحبت كردن كر

ادامه مطلب  

ما که ول می دادیم  

دوم ابتدایی بودم.به واسطه ی قد بلندم نسبت به سایر همکلاسی هایم،همیشه ته کلاس مرا مینشاندند،بغل دستی ام دختری بود با موهای مجعد و عینکی صورتی و مقنعه ای که بیش از آنکه سفید باشد به رنگ لجن هنینمود و همیشه درز جلویش کنار گوشش بود و دماغش اویزان،و من دوس داشتم بگیرم لهش کنم.روزهایی هم که سرما میخورد یا بینی اش را هورت میکشید بالا و می خورد یا یک جوری با آستین ژاکتش ماسمالی اش میکرد،و من که حالم از دیدن این صحنه ها بهم میخورد تصمیم گرفتم اولین در

ادامه مطلب  

معلّم  

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…دخترک خودش را جمع و جور
کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای
لرزان گفت : بله خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم
دخترک خیره شد و داد زد : ((چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو
سیاه و پاره نکن ؟ ها؟فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی
بی انظباطش باهاش صحبت کنم ))
دخترک چانه لرزانش را جمع کرد …بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گ

ادامه مطلب  

خنده بازار  

پیرزنه جلوی تاکسی را میگیره میگه:ننه نماز جمعه؟راننده میگه :ننه امروز سه شنبه است،پیرزن میگه:خدامرگم بده دیدی دیشب حاجی گولم زد!!!! مورد داشتیم طرف میخواسته خودکشی کنه رفته حموم که با تیغ رگشو بزنه،چشمش خورده به صابون گلنار برنامه کلا عوض شده!!!!تهدید یارو:هرکی مسخرشا در بیاره منم مسخرما در میارم!!! خانم معلم :عزیزم چرا دیر اومدی ،شاگرد(با لکنت زبان):اخه لام دول بود ،معلم این که دلیل نمیشه من خودم هر شب لام دوله ولی ببین چقدر زود میام!!!!شیخی را

ادامه مطلب  

دخترک  

خدایااااااااااااااااااااااااااااااا آخه چرا؟؟؟...معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا ..... !دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )دخترک چانه لر

ادامه مطلب  

رفتم.دیدم.امدم.اما بهتر از تو نیافتم .  

اگر دستم را به دستان تو نسپارم، در جاده سنگلاخ جهل، به کدام دستاویز
متوسل شوم؟
با تو، هواى سرزمین دانش هرگز ابرى نیست. آفتاب بى دریغ، معلم! عشق، معلم است و معلم، عشق. خوشا آن که عاشق شود!
بهترین معلم، همان است که در کلاس نگاهش میان ذهن و دل دانش آموز، طواف مى کند.
پایت را همیشه جاى پاى معلم بگذار؛ او راه را اشتباه نمى رود.
کسى که براى معلم خود بهترین شاگرد باشد، روزى براى شاگرد خود بهترین معلم خواهد بود. معلم بى مهر، جهاد خود را تباه مى کند.


ادامه مطلب  

خاطره مهتابی(وقتی آخرالزمان است...)  

اول دبیرستان که بودم یه معلم دین و زندگی داشتیم که خیلی باهامون جور بود.همه ی بچه ها هم دوستش داشتن و یه جورایی شده بود دفتر پاسخ به سوالات شرعی بچه ها!یادمه یه روز آخرهای ساعت کلاس بود و درس دادن معلم هم تموم شده بود.معمولا آخر هر درس یه فعالیتی داشت که معلممون برای جلسه ی بعدی ازمون میخواست،اون روزم طبق معمول گفت:بچه ها برای جلسه ی بعد فعالیت صفحه ی ... رو یادتون نره انجام بدین.فعالیت مربوط میشد به ترجمه ی یکی از دعاهای خمس عشر امام سجاد که بای

ادامه مطلب  

تقدیر و تشکر  

با تشکر فراوان از همه همکارانی که در جشنواره ی خلاقیت و زبان شرکت  نمودند.1. خراسان شمالی آقای جعفری     -خانم فرحدل       -خانم صفری2. شیروان  خانم حسینی                 -خانم شاهین فر                 - خانم کاهنی                  - خانم قاسمی3. اسفراین     خانم حسین زاده                   - خانم  مجتبایی در چند روز آینده اسامی منتخبین اعلام خواهد شد.

ادامه مطلب  

داستان واقعی بسیار جالبی از یک معلم و دانش آموز  

من میتوانم تغییر کنـــم...در روز اول سال
تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت
هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه
دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى
امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم
داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت.
تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس

ادامه مطلب  

برگزاری دومین نشست کانون ادبی و سه شعر جدید  

امروز دوستان علاقمند به شعر و ادبیات فارسی رأس ساعت 17 در محل کتابخانه ی علامه ی حلی گرد هم آمدند و دقایقی را به گپ و گفت گذراندند.  جلسه حدوداً یک ساعت با تأخیر به صورت رسمی آغاز شد و در این بین دوستان حاضر در جمع ، به خواندن سروده های خود یا اشعار مورد علاقه و غزل های شیرین حافظ پرداختند      در این نشست آقای میلاد افتتاحی، آقای  سعید مؤمن زاده، آقای حسین باقری نژاد و آقای احمد الله وردی حضور داشتند. خانم ها هم عبارت بودند از خانم مریم دروگر،

ادامه مطلب  

اختر  

هروقت عید می اید وتمام میشود روز رفتن بچه ها به مدرسه من یاد انشاء می افتم  اولین ساعت انشاء در سال جدید موضوع انشاء این بود تعطیلات عید را چگونه گذراندید من یاد اختر می افتم که تمام ان تعطیلات ابتدایی اون توی حیاط مدرسه لی لی بازی میکرد اخه پدرش بابای دبستان بودبچه ها هر کدام داستانی نوشته بودند نوبت اختر بود انشا بخوانداز جا بلند شد سرش پائین بود.خانم اجازه؟من ننوشتم چشمش نمناک میشد  معلم مهربان میدانست چرامیگفت عیب ندارد برو بنشینجز م

ادامه مطلب  

روز معلم  

می خواستم از مقام همه معلم هایی که در دوران تحصیل داشتم تشکر و قدردانی کنم. ديدم که بهترین کلام و سخن را رهبر فرزانه انقلاب فرموده اند. پس شايسته تر ديدم من سکوت كرده و کلام زیبا و گهربار ایشان را بنویسم:
"نقش معلمان هنرمند و جهادگر و دلسوز در پیشرفت و تعالی جامعه از تبدیل خاک به طلا ارزشمندتر است." 
نکته مهم و قابل تامل در این سخن حکیمانه این است که ایشان برای معلم صفات هنرمندی و جهادگری را هم لازم می دانند. يعني یک معلم علاوه بر تسلط علمي و دا

ادامه مطلب  

پرده هایی از زندگی  

 
 
سکانس یک ( کلاس درس. بعد از تدریس یک درس نسبتا مهم دستور زبان )
من : بچه ها اگه سوالی دارید بپرسید.
 - خانم اجازه ؟ شما انصراف می دین؟
 - از چی؟
 -از یارانه ؟
 - خانم اجازه ؟میشه ماجرای خواستگاریتونو برامون بگین ؟
 - خانم شما عاشق شدید؟
- خانم میشه در مورد ازدواج و دوست پسر صحبت کنیم ؟
- خانم چرا ما باید برای هرکاری از پدر مادرامون اجازه بگیریم ؟
- خانم به نظر شما حجاب ضروریه ؟
 - خانم - خانم
-خانم
خانم
من : بچه ها منظورم سوال از درس بود فعلا سوالات د

ادامه مطلب  

داستان معلم و دانش اموز  

ﻣﻌﻠﻢ سر كلاس فارسی ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ کرﺩ. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎی ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ. ﻣﻌﻠم گفت:ﺷﻌﺮ بنی ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ.
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ کرﺩ
بنی ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎی یکدیگرﻧﺪ که ﺩﺭ ﺁﻓﺮینش ﺯ یک ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ
ﭼﻮ ﻋﻀﻮی ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ
ﺑﻪ ﺍینجا که ﺭسید ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ. ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: بقیه ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ!
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ: یادم نمی آید.ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: یعنی چی؟ این ﺷﻌﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺘﻮ

ادامه مطلب  

معلم دانا  

سوالاتى كه همه عالم راحيرت زده كرد!!!. پسر كوچكي بعد از بازگشت به
خانواده ي خود ازآنهاخواست كه يك عالم دين براي او حاضركنند تا به سه سوالي
كه داشت جواب بدهد ، بالاخره يك عالم دين براي او پيدا كردندوبين
دونفر(پسر بچه و عالم دينى) صحبتهاي زير رد وبدل شد،
پسربچه :شما كي هستي؟وآيا مي تواني به سه سوال بنده پاسخ دهي؟
معلم:من عبدالله، بنده اي ازبندگان خدا وبه سوالات شما جواب خواهم داد به
اميدخدا،
پسربچه:آيا شمامطمئني جواب خواهي داد؟ چون اكثرعلما ن

ادامه مطلب  

معلم خوب کلاس دومم سرکار خانم جنت بانو کریمایی  

هر چه که بیند دیده      خدایش آفریده
خورشید و ماه تابان       ستاره درخشان محمد حسین بهجتی
من یار مهربانم          دانا و خوش بیانم
گویم سخن فراوان     با آن که بی زبانم  عباس یمنی شریف
روباه و زاغ حبیب یغمایی
صد دانه یاقوت مصطفی رحمان دوست
زمزمه محبتی بود که بعد از ۲۸ سال مرا با خود می برد به خیال کودکیم برایت سلام دارم سلامی از جنس خودت
 

ادامه مطلب  

تاریخ ارائه کلاس دکتر جعفرزاده  

سلام به همکلاسی های گرامی، اولین مطلب سال 93: تاریخ ارائه های کلاس دکتر جعفرزاده هست. آقایان اسماعیلی و نیکنام:2/3آقای سمیعی و خانم صادقی: 2/10خانم سمیعی و جوادپور: 2/17خانم کمالی و مقدم: 2/24خانم مطلبی و میرقاسمی- رفیعی: 2/31خانم تاتاری و اولیایی: 3/7جلسه جبرانی به جای هفته آینده که احتمالا یک پنج شنبه خواهد بود: آقای شهری و خانمها مروارید- خندان

ادامه مطلب  

روز مادر  

ﻣﻌﻠﻤﯽ ﺑﻪﺩﺍﻧﺶ‌ﺁﻣﻮﺯﺵ ﮔﻔﺖ: ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺧﺎﮎ ﻧﯿﺎﻭﺭﯼ، ﻧﻤﺮﻩ‌ﯼ ﮐﺎﻣﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻤﯽ‌ﺩﻫﻢ
ﺷﺎﮔﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ! ﺍﮔﺮ ﺧﺎﮎ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺑﯿﺎﻭﺭﻡ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﺮﻩ‌ﯼﮐﺎﻣﻞ ﻣﯽ‌ﺩﻫﯽ؟... ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪﺩﺍﻧﺶ‌ﺁﻣﻮﺯ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﻣﺸﺘﯽ ﺧﺎﮎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻌﻠﻢ ﺁﻭﺭﺩﻣﻌﻠﻢ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ: ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ ﺍﺯ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺁﻥ ﺭﺍﺁﻭﺭﺩﯼ؟ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ، ﻣﻦ ﻫﻢ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐ

ادامه مطلب  

در نظر سنجی شرکت کنید  

به نام خداموضوع انشا : نظر سنجینظرسنجی چیز خوبی است . پدرم هروقت میخواهیم برویم بیرون از ما نظرسنجی میکند ولی در نهایت به حرفِ خانم سیب گوش میدهد . مادرم وقتی میخواهد برایم لباس بخرد اول از من میپرسد چه رنگی را دوست دارم ولی بعد لباس را به رنگی میخرد که خانم سیب گفته باشد . من و خواهرم به حرفهای خانم سیب توی هر نظرسنجی گوش میکنیم . خانم سیب برندهء چندین و چند مسابقات نظر سنجی بوده است تا کنون . نظر سنجی یعنی خانم سیب . اگر فکر میکنید همهء اینها را

ادامه مطلب  

 

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )دخترک چانه لرزانش را جمع کرد… بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :خا

ادامه مطلب  

حاضر جوابى شاگرد  

حاضر جوابى شاگرد
معلم كمونيستى در سر كلاس درس ، به بچه ها گفت : بچه ها مرا مى بينيد؟ همه
گفتند: بلى ، دوباره سؤ ال كرد: اين ميز
و تابلو و... را مى بينيد؟ همه در پاسخ گفتند: بلى ، معلم ادامه داد، حال بچه ها
خدا را مى بينيد؟ گفتند: خير. معلم گفت : پس حالا نتيجه مى گيريم كه خدايى وجود
ندارد!
فورا يكى از شاگردان گفت : بچه ها شما تابلو را مى بينيد؟
گفتند: بلى ، شاگرد دوباره سؤ ال كرد: بچه ها آقا معلم را مى بينيد؟ گفتند: بلى ،
شاگرد گفت : اما آخرين سؤ ال بچه ها ع

ادامه مطلب  

و اما برنامه فروردین و اردیبهشت...!!!  

با سلاماین هم برنامه گروه جزوه نویسی...از آقایون انشاالله بعد از عید مشخص خواهد شد و اینجا اعلام خواهیم کرد،ولی هفته اول همون افرادی رو نوشتیم که هفته آخر اسفند قرار بود جزوه بنویسند...1 جلسه از فیزیو دکتر حق جو مونده که اینطور که گفتند 1 جلسه کلاس جبرانی براش خواهیم داشت که نویسنده این جزوه خانم بابایی خواهد بود.شنبه 1/16 باکتری:آقای سهیلی1شنبه 1/17 باکتری:خانم اویسی-ایمنی:آقای یعقوبی2شنبه 1/18 ویروس:خانم روفه-باکتری:آقای فیض3شنبه 1/19 فیزیو:آقای رو

ادامه مطلب  

 

معلم :جعفري بگو ببينم قوي ترين رسانه انتشار اخبار کداماست؟شاگرد جعفري:اقا اجازه خاله زريمعلم :يعني چيشاگرد جعفري:اجازه بابام ميگه اگر خبري را به خاله زريبرساني ، درکوتاهترين مدت وکمترين هزينه با سرعت نوردرسراسر دنيا پخش خواهد شد!

ادامه مطلب  

همایش قرآنی نیروی انتظامی شهرستان سراب  

همایش بزرگ قرآنی نیروی انتظامی شهرستان سراب در سالن اداره فرهنگ و ارشاداسلامی این شهرستان برگزار شد.در این مراسم از حافظان برتر استانی شهرستان سراب 1-سرگرد مروت رحیم پور ,
ستوایکم مهدی عزت شعار 3ستوانیکم امین پور علی 4- ستواندوم فرامرز دورفرد5-
حسن تقی زاده 6 - سرکار خانم تقی زاده 7- سرکار خانم شکوری 8- سرکار خانم
قلعه گیر 9- سرکار خانم رستمی 10 - سرکار خانم  سید موسوی 11- سرکار خانم
گرامی 12- سرکار خانم قدرتی 13- سرکار خانم ریحانی و همچنین از ستوانسو

ادامه مطلب  

مادر  

سلام مادرِ این معلم
خوبی ؟ خوشی ؟ بغیر از درد پا و چشمان کم سو و قلنج پشت گردن و آرتروز کمر... سلامتی ؟
این معلم هم ... ای ... بد نیست . هنوز همونم که بودم . یادت که هست . روز اول معلمی . وقتی برگشتم و لب حوض دستهام را شستم و تکیه زدم به درخت پیر حیاط ... به ته چشمانم نگاه کردی و گفتی : " تو هم مثل بقیه  "  مگه ته چشمای این معلم روز اولی چی دیدی ؟!
و هنوز هستم و بدون اجازه ی تو ... مثل بقیه نشدم که نشدم که نشدم ! من را می بخشی مادر این معلم ؟
راستی روزت مبارک
نه ب

ادامه مطلب  

نیروی کار فقط خانم چون...  

دیروز برای مصاحبه شغلی به یه کمپانی نسبتاً معتبر رفتم. مصاحبه‌کننده خانمی بود با روابط عمومی بالا!در اون مجموعه آقایون خیلی‌خیلی کمتر از زنان‌ودختران بودن.دقیق‌تر بگم: مدیرای بالایی و میانی همه آقا، کارهای کارمندی و پست برای خانم‌ها!چرا واقعاً خانم‌های ما به این سمت‌وسو رفتن که حاضرند پست‌ترین کارها رو تو پست‌ترین شرایط تو شرکت‌های خصوصی قبول کنن؟برخی نیاز دارن به پولش؛ قبول. اما خیلی‌ها فقط می‌خوان از جمع عقب نباشن. این کاملاً مع

ادامه مطلب  

معلم و دانش  

ﻣﻌﻠﻢ
ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ ، ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ ، ﻣﻌﻠﻢﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ ﺑﻨﻲ
ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ، ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ:ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ | ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺯ
ﻳﻚ ﮔﻮﻫﺮﻧﺪﭼﻮ ﻋﻀﻮﻱ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ | ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ ،ﻣﻌﻠﻢﮔﻔﺖ: ﺑﻘﻴﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ!ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﮔﻔﺖ: ﻳﺎﺩﻡ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﺪ ، ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﻳﻌﻨﻲﭼﻲ ؟ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ

ادامه مطلب  

ارسال مقالات دانش آموزان ودبیران  

به اطلاع می رساند ،به تعداد 20 تا از مقالات رسیده ازدانش آموزان و دبیران به پژوهشگاه معلم  شهرستان ، که از سوی گروه تربیت بدنی استان درابتدای سال فراخوان شده بود پس از جمع آوری و مرتب نمودن آنها به پژوهشگاه معلم استان ارسال گردید. 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1