پست جدید  

سلوممممم به خواهر شوریم خودم
پس چی فک کردی برا من خرج نکنه برا کی بخرجه؟؟شما برو به آق پارساتون بگو بخرجه برات خخخخخخخخ
اوووووووی تینا مهدی کیه؟؟؟؟ نامرد نگفته بودیییییی مهدی رووووو...........
تولدم گرفته بودید و من خبر نداشتم ...⊙_⊙
 
 

ادامه مطلب  

مخصوص پانته آی گلم!  

سلام عزیز!
ببخشید دیر اومدم تو وبلاگ ندیدم پیامتو!
آره بابا دیشب حدود ساعت ده ونیم بود که رسید بد بخت از بس خسته بو وقت نکرد برام
بتعریفه بعد هم سریع خوابش برد.
خوب رو دست داداش ما خرج بنداز که پس فردا پولاش ته کشید ... آهان!(تیکه ی خواهر شوهری)
برای مااینقد خرج نمی کرد که برای شما (عشق داداش ما)خرج میکنه....
وای راستی نمی دونم این موبایل من چه مرگیش شده باید بدم به آرمان یا پارسا درستش کنن!
آخ!گفتم پارسا الهیییی سه روزه ندیدمش!!!!دلم براش تنگیده هوار

ادامه مطلب  

 

خیلی جالب یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که   قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار  جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است  و در همان جا عاشق او می شود .اما هیچگاه از او تقاضای  شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او  خواهر خود را می کشد. به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بود؟همه برید ادامه

ادامه مطلب  

ارباب صدای قدمت می آید ...  

 
 از کودکی در دسته های سینه زنی و عزاداری گم می شدم. هنوز هم گم شده آن دسته هایم. محرم که می آید کتیبه های محتشم را بر در دل می کوبم و تا اربعین دلتنگ آن ظهر عطشان می مانم.... اصل در کربلا گم شدن است و به اصل خویش رسیدن.... کاش می شد دوباره در دسته های سینه زنی گم شد. "علیرضا قزوه"مقدمه کتاب " من می گویم شما بگریید"

ادامه مطلب  

اسمش  

ضربه ایی با نیروی زیاد است كه از مقابل صورت و با شدت زیاد به طرف سر و سینه حریف زده می شود. این ضربه درپاسخ به توپهای بلند، به وسط وانتهای زمین زده می شود. نیازبه قدرت و سرعت زیادی دارد. اسمش بازیكن را درحالت حمله قرار می دهد و موجب می شود كه حریف به حالت دفاعی عمل کند و این مسئله از نظر تاكتیكی برای بازیكنان با تجربه مهم است.

ادامه مطلب  

دهه کرامت دهه ی نور و رحمت بر جهانیان مبارک باد  

دهه ی مبارک و میمون کرامت و تولد حضرت معصومه (س) و برادر گرامیشان ، اسوه ی بخشش را بر تمامی مسلمین جهان تبریک عرض می نماییم.
دهه کرامت، دهه اول ماه ذی‌العقده است و آغازش با ولادت حضرت معصومه (علیهااالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا(علیه السلام) می‌باشد. این دهه یادآور بسیاری از مطالب عالی و مفاهیم بلند و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفاهای کم‌نظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی ب

ادامه مطلب  

داعش کافر  

تجاوز وحشیانه داعشی‌ها به دو خواهر اهل سنت عراقی:
عناصر داعش به دو خواهر عراقی به صورت وحشیانه‌ای در خانه‌شان تجاوز کردند.
دو دختر جوان اهل سنت ساکن موصل که مورد تجاوز جنسی وحشیانه عناصر گروهک تروریستی عراق و شام (داعش) قرار گرفته بودند در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی "العراقیه"، تشریح کردند که چطور عناصر داعش پیاپی آنها را مورد تجاوز قرار داده‌اند.آنها ابراز داشتند: عناصر داعش وارد منزل ما شدند، خیلی بدقیافه بودند و مسلح هم بودند. سخنان آن

ادامه مطلب  

من برم تیمارستان.. ؟  

پزشک قانونی به بیمارستان دولتی سرکی کشید و مردی را میان دیوانگان دید که به نظر خیلی باهوش می آمد وی را صدا کرد و با کمال مهربانی پرسید: می بخشید آقا شما را به چه علت به تیمارستان آوردند؟مرد در جواب گفت: آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختری ۱۸ ساله داشت روزی پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت از آن روز به بعد زن من، مادر زن پدر شوهرش شد و چندی بعد دختر زن من که زن پدرم بود، پسری زایید که نامش را چنگیز گذاشتند چنگیز برادر من شد زیرا پسر پدرم بود ام

ادامه مطلب  

رکورد جدید پرس سینه جهان  

ویکتور نایدینیوف پرسور 125 کیلویی اهل روسیه ، با
پرس کردن وزنه 5/407 کیلویی ، رکوردی جدید در مسابقات پرس سینه به ثبت رساند . این
رکور گیری در یک مسابقه داخلی در کشور روسیه انجام شد و توسط مسئولان بین المللی
نیز تایید شد .

ادامه مطلب  

دیدار  

دیدار روی دلبرم حالم دگرگون می کند
 
دوری او جانا عجب من را جگرخون میکند
 
رخسار زیبایش چو ماه در سینه ی هفت آسمان
 
همچون سمینی در چمن دل را گلگون میکند
 
گر فرصتی کردی زخود بیخود شو ای عاشق
 
کان لشکر مهرش تو را یک شب شبیخون میکند
 

ادامه مطلب  

اقا دلم گرفته  

دلم به وسعت دنیا گرفته آقا جان
ازاین زمانه از اینجاگرفته آقا جان
دلم هوای رخت را نموده مولایم
دلم بهانه دریا گرفته آقا جان
کجایی مطلع فجر و طلوع صبح سپید
دلم برای همین ها گرفته آقاجان
شبم بدون نگاهت شبی گرفته و تلخ
نگاه کن که شبم هم گرفته آقا جان
گوشه چشمی به من کنید اماما که دلم
در انتظار ظهورت گرفته آقا جان
نفسم از سینه در نمی آید
غم هجران تو آخر گرفته آقا جان
کجا جزیره خضر است من نمیدانم
دلم برای همان جا گرفته آقاجـــان !

ادامه مطلب  

هفته اول  

اول مهر امسال با هر سال فرق داشت  هر سال شور و اشتیاق بچه ها  و رفتنشون به مدرسه من و به وجد میورد امسال کودکی که ددر آغوشم بود و میخواستم باهاش برم خونه بشب قبل که میشه گفت اصلا نخوابیدم تو بیمارستان در اصل دو شب بود نخوابیده بودم ولی شور و اشتیاق زیادی داشتم صبح ساعت ۵صبح واسم صبحانه اوردن مامان واسم لقمه گرفت و خوردم بعدم کوهیار رو گذاشت تو بغلم بهش شیر بدم بهترین حس دنیا بود نگاه کردن به فرشته زمینی شده 
باید راه میرفتم از تخت اومدم پایین

ادامه مطلب  

9  

 
گفتن را نمی خواهم اما پرسیدنت را چرا...نمی گویم اما بپرس...
زبانت را ساکت کن...گوش های من کر است...
استشمام کن بوی تنهایی ام را...اینجا و آنجا و جای جای همه جا...
حال نگاه کن...فقط نگاه...
بگذار چشمانت بپرسند تا چشمانم ببارند...
زبان بر سر جگر بگذار...
دستانم را لمس کن...آشوب نه...فقط  کمی خلوتم را بر هم بزن...
حال بشنو...گوش هایت را تیز کن...صدای باران را که شنیدی صدای شکستن قفل گلویم را هم بشنو...و دیگر نشنو...
نه...هنوز حرفی نزن...
مرا در آغوش بکش و با سینه ات تپش

ادامه مطلب  

خوبم  

 چه لحظه دردناکیه  اون لحظه ای که  ازت میپرسن:خوبی؟؟؟بغض تو گلوت میپیچه!!!!!به قول باباطاهر (جهان با این فراخی ,تنگت  آیو)زخم دلت تازه میشه....عرصه بهت تنگ میشه...دنیات سیاه میشه...قلبت تو سینه  بی قراری میکنه...چشات از درد سوسو میره...نگات میخکوب میشه...دست و دلت  میلرزه...قدمهات سست میشه...افکارت آشفته میشه...غصه هات فریااااااااااااااااااااد میزنن!!!و آهی از ته دل میکشی... وثانیه ها ,دردهات رو  مرور میکنی...و انگشتان نحیف و لرزانت را روی دکمه ها میرق

ادامه مطلب  

هَیهات هَیهات منة ذلّة…  

السلام علیک یا ابا عبدالله…*تا قیامت به خدا عاشق این آقایم/یا حسین بن علی دم همه دم آوایمتا قیامت به خدا سینه زن اربابم/از غم عشق حسین خونجگر و بی تابماز ازل نام خوشش بر لب من آوا بود/گر شدم سینه زنش مَرحمت ِ زهرا بودگر دهد بهر سفر فاطمه بر من توشه/از همینجا بشوم زائر آن شش گوشهخون خدا ارباب/عشق ما اربابحضرت ثارالله/ابی عبدالله/دلبر دلها/یوسف زهرااز عاشورا/تا به عقبی/با این شعار/کردی غوغاهَیهات هَیهات منة ذلّة…

ادامه مطلب  

اینجا به وقت محرم،شب چهارم...  

السَلامُ عَلَی الاَعضاءِ مُقَطَعاتِ...
سلام بر آن اعضای قطعه قطعه شده...
 
اگر که درد تو در ناله ام اثر دارد
و گر که از دل من روح تو خبر دارد
مزن به سینه ی من دست رد، نباید دید
برادری به دلش این همه شرر دارد
اگر چه خواهر تو بی بضاعت است اما
ببین میان بساطش دو تا پسر دارد
یکی برای رسیدن به اکبر و قاسم
که شوق و شور پریدن به بال و پر دارد
که دیگری که امید دلش به اذن شماست
که ذره ای غمت از روی سینه بر دارد
و من تعجب از این می کنم، نمی دانم
برادرم به زبان نه

ادامه مطلب  

ب سلامتى...  

به سلامتی پسری که قشنگترین دختر دنیا رو تو خیابون دید سرش را انداخت پایین و زیرلب گفت میرم جلوتر شاید بهترشو دیدم
❤❤ ❤❤ ❤❤ ❤❤
به سلامتیه لبخندی که کمکت میکنه برا همه توضیح ندی حالت داغونه!!!!!!!
 
❤❤ ❤❤ ❤❤ ❤❤
 
به سلامتیه خودم ....که بهتر از همه بلد بودم بهش دروغ بگم اما نگفتم ...به سلامتی خودم که که راحت میتونستم بهش خیانت کنم اما نکردم ... به سلامتی خودم که تو بهترین شرایط ترکش نکردم...
به سلامتی خودم که اینقدر صاف و ساده بودم....
❤❤ ❤❤ ❤❤ ❤

ادامه مطلب  

آخرین نامه یک سرباز ؛  

تابوتم کنید و تفنگم را بر روی سینه ام گذاشته بسوی خانه ام ببرید ،مادر : دیگر دم در انتظار من نباش .پدر : دیگر نگران آیندهٔ من نباش ، چون... پسرت تا آخرین قطرهٔ خون جنگید و از وطن دفاع کرد .خواهرم : به قول ام عمل نتوانستم ببخش چون وطن برایم مهمتر از رسیدن به عروسی تو بود .برادرم : درست درس بخوان، بعد ازین کلید های موترسایکل ام برای همیش از آن تو خواهد بود .عشقم : گریه نکن ، چون من یک « سرباز » استم ، تولد شدم برای مردن .

ادامه مطلب  

اس ام اس های ماه محرم 93  

شب اشک و شب آه و شب غم شب دلواپسی و حزن و ماتم میان سینه قلبم بی قرار است محرم آمده ای دل محرم
......................................
زنده ماندم شب غمت آمد ماه شب های ماتمت آمد ساعت کار گریه کردن شد فصل باران نم نمت آمد
 ...........................................
راه را باز نمایید … محرم آمد دم بگیرید که هنگامه ی ماتم آمد دست بر سینه نهاده … همه تعظیم کنید مادری دست به پهلو، کمری خم آمد
............................................
قدم ز روی ادب زن حریم ماتم را کن احترام و نگه دار حرمت غم را به اذن حضرت

ادامه مطلب  

 

مورد داشتیم پسره رفته خاستگاری بعده کلی حرف زدن درمورده شغل و کارو درآدو...
پدره عروس گفته با تشکر از توضیحات کامل خواهر آقا داماد. خوده آقا داماد کجا تشریف دارن ؟؟
از بس که ابروهاشو قشنگ برداشته بوده .
بععععععععععععععله اینطوریاست!!!!!!

ادامه مطلب  

لبیک سعید حدادیان به رهبر انقلاب درباره برهنه‌نشدن در عزاداری  

سعید حدادیان با بیان اینکه نظرات رهبر انقلاب درباره عزاداری را نصب‌العین خود قرار می‌دهد، گفت: شرعا برهنه‌شدن برای سینهزنی ایرادی ندارد، ولی نظر رهبر انقلاب برای امثال بنده خیلی مهم است، لذا بنای این را نداریم عریان شویم و سینه بزنیم.                                         -------------------------------                                                                                                                                

ادامه مطلب  

رزق شب دوم؛ شب ورود کاروان ابی عبدالله به صحرای کربلا می‌آید  

از ره کاروانی از غریبی پیچیده فریاد و فغانی از غریبی
آری همان صحرای میقات است اینجا میعاد دیدار و ملاقات است اینجا
مردان همه در فکر کوچی آسمانی مست از شراب ناب عمر جاودانی
با پیر خود عهد وفاداری ببستند پیوند خود با عالم فانی گسستند
مستند و شاد از باده‌ی پاک بهشتی سر خوش در این وادی، در این خاک بهشتی
اما خدایا رحم کن بر حال زینب کس نیست آگه از غم و احوال زینب
دیده‌است زینب در ازل تقدیرها را دیده‌است رقص شوم این شمشیرها را
می‌داند این صحرا پر

ادامه مطلب  

...  

دیشب به طور اتفاقی با وبلاگی اشنا شدم که مطعلق به دختر 10 ساله  بود ..در یه بازده ی زمانی خودش این وب رو اداره میکرده اما بر اثر حادثه ای فوت میکنه که بعد از دوسال مامانش این وبو مدیرت میکنه برام خیلی جالب بود به خاطر همین یه سری هم به ارشیو وبش زدم و نوشته های مریم خانمو هم خوندم..مریم اسم همون دختر معصوم و ده ساله ماجراست..نمیدانم چرا ...من که اصلا ادم احساساتی نبودم ...دیشب همین طور نوشته های دخترک ومادرشو میخوندم گریه میکردم ...خیلی برای من عجیب

ادامه مطلب  

فرا رسیدن ماه محرم ماه ثارالله تسلیت باد  

دیدم شهاب بی سری تا اوج می رفت            دریای خون با لاله های خون می رفت
اسب سفیدی بی حظور نور می تاخت              تا ناکجا تا دور های دور می تاخت
ماه محرم سینه ها را چاک کردند                  خورشید را بی سر ولی در خاک کردند
فریادها می جوشد امشب از خم نای            وای من ای وای من ای وای من ای وای

ادامه مطلب  

دانلودمداحی خاطره انگیز عمه سادات  

 
دانلودمداحی خاطره انگیز*عمه سادات بیقراره*ازمحمودکریمی
 
*نوحه زینب(س)*
عمه سادات،بی قراره غصه و غمهاش،بی شماره تموم غصش،غم یاره تنها امیدش،بی پناهه
روزای سختی،توی راهه رو خاک سوزان،پا می زاره ذکر آسممونها(وای زینب)3   وای ذکر کهکشونها(وای زینب)3   وای ذکر خاک صحرا(وای زینب)3   وای ذکر سینه زنها(وای زینب)3  وای شعله می کشه خورشید زمین می سوزه از تب ابرا همه می بارن توی چشای زینب میون سینه،دلی که تنگه غم غروب رویا شه شان نزول،سوره بارون توی

ادامه مطلب  

دانلود مداحی های شب پنجم محرم93/طاهری-کریمی-خلج-سلحشور-بذری-میرداماد...  

دانلود مداحی های شب پنجم محرم93/طاهری-کریمی-خلج-سلحشور-بذری-میرداماد...
 
مقام معظم رهبری: وقتی شعر را می خوانیم، به فکر باشیم که از این شعر ما ایمان مخاطبان ما زیاد شود، پس هر شعری را نمی خوانیم، هر جور خواندنی را انتخاب نمی کنیم، جوری می خوانیم که لفظ و معنا و آهنگ، مجموعاً اثرگذار باشد، در چه؟ در افزایش ایمان مخاطب.

حاج محمود کریمی «چیذر»
بخش اول روضه و مناجات شب پنجم محرم (روضه)
بخش دوم روضه و مناجات شب پنجم محرم (روضه)
بخش اول سینه زنی شب پنج

ادامه مطلب  

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق/ تا بگویم شرح درد اشتیاق ...  

من غلام قمرم غير قمر هيچ مگوپيش من جز سخن شمع و شکر هيچ مگوسخن رنج مگو جز سخن گنج مگوور ازين بی خبری رنج مبر هيچ مگودوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت:آمدم نعره مزن جامه مدر هيچ مگوگفتم: ای عشق من از چيز دگر می‌ترسمگفت:‌ آن چيز دگر نيست دگر هيچ مگومن به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفتسر بجنبان که بلی جز که به سر هيچ مگوقمری جان صفتی در ره دل پيدا شددر ره دل چه لطيف است سفر هيچ مگوگفتم:‌ای‌دل چه مه‌ست اين؟ دل اشارت می‌کردکه:‌ نه اندازه‌ی توست اين

ادامه مطلب  

خانواده  

آرتین چند وقته گیر داده که ما خانواده نیستیم چون خواهر و برادر ندارم.
دیروز می گه مامان یه آبجی کوچیک بیار مثل آرین باشه  یه داداش هم بیار از خودت بزرگتر باشه که ما هم خانواده بشیم !!!
 
شب موقع خواب اصرار کرد منو بزار رو پا .
من : دیدی الان اگه آبجی کوچولو داشتی مجبور بودم اونو بزارم رو پاهام . 
آرتین :  من که اینقدر خوشگلم چرا می خوای اونو بزاری رو پاهات ؟؟؟؟
 
 
خاله آیدا در حال گفتن معایب بچه کوچیک :  آرتین می دونستی آرین همیشه اینقدر خوش اخلا

ادامه مطلب  

بدعت عمرخلیفه دوم درنماز  

نقل گردیده كه در زمان خلافت عمر، جمعی از اُسرای ایرانی را به نزد او آوردند. این گروه به منظور رعایت ادب نزد خلیفه، دستها را روی سینه بر هم گذاشته بودند. عمر از آنان پرسید چرا اینگونه ایستاده اید؟ آنان پاسخ دادند رسم ما آن است كه در نزد بزرگان برای رعایت ادب و نشان دادن تواضع خویش، این چنین بایستیم. عمر این مرام را پسندید، و از آن پس دستور داد برای رعایت ادب و تواضع به درگاه الهی دستها را بر هم گذاشته و نماز را اقامه كنند، و این خلاف سنت و دستور ر

ادامه مطلب  

دست بسته نمارخواندن  

 سلام
يسن وضع اليد اليمنى على اليسرى تحت سرته أو فوقها وهو سنة باتفاق ثلاثة من الأئمة وقال المالكية : إنه مندوب أما كيفيته فانظرها تحت الخط ( المالكية قالوا : وضع اليد اليمنى على اليسرى فوق السرة وتحت الصدر مندوب لا سنة بشرط أن يقصد المصلي به التسنن - يعني اتباع النبي صلى الله عليه و سلم في فعله - فإن قصد ذلك كان مندوبا . أما إن قصد الاعتماد والاتكاء فإنه يكره بأي كيفية . وإذا لم يقصد شيئا . بل وضع يديه هكذا بدون أن ينوي التسنن فإنه لا يكره على ال

ادامه مطلب  

سفر شبانه  

شبی عزم خانه ی تو نمودم
 
کرکره ها سایه روشن بود
بر دیوار  نقش دستا نت میلرزید
چند سیبی بر زمین افتاد
 قایق کاغذی  شناور در حوض بود
تو فریاد کشیدی : بادبان ها پائین  ....طوفانی در راه است ....!
 و من رسیدم
با حفره های مشبک بر سینه
تو نام مرا خواندی و هر بار  گره زدی  چفت آب را در نگاهم 
من خیره در تو 
شمعی روشن و شبی بس بلند  
مرغ شب نجوا کنان  شرح مرا میخواند
و من در شوک هر داستان  باز می رفتم  
 

ادامه مطلب  

یا حسین  

خوش به حال کسانی که ماه محرم زنجیر نمی زنند..
اما:
زنجیری از پای گرفتاری باز می کنند...
سینه نمی زنند....
اما:
سینه دردمندی را ازغم وآه نجات می دهند...
اشکی نمی ریزند.....
اما:
اشک ازچهره مسلمانی پاک میکنند ...
آن وقت با افتخار میگویند:
                                                    " یا حسین"

ادامه مطلب  

 

دیرشد سهراب...وقت ان نیست که بسازم قایق...تخته چوبی کافیست...که شوم دور از این شهر فریب...بادبانی از عشق،سینه لبریز از شوق...به کجا خواهم رفت؟ به همان جا که نباشد خاکی...دور باید شد از این ناپاکی...دورباید شد...توکجایی سهراب؟آب را گل کردند،چشمها را بستند،وچه با دل کردند...وااای سهراب کجایی اخر؟؟زخمها بر دل عاشق کردند،خون به چشمای شقایق کردند...توکجایی سهراب؟که همین نزدیکی عشق را دار زدند...!!!همه جا سایه ی دیوار زدند...!وای سهراب کجایی که ببینی حالا؟د

ادامه مطلب  

یه شعر زیبا  

زیر این شال عزا پیرهنم خوشبو شد
 
این چه عطری است، تمام بدنم خوشبو شد
 
مادرم کودکی‌ام، حرف دهانم می‌کاشت
 
ناگهان گفت حسین و دهنم خوشبو شد
 
خوب تا حنجره‌ام بوی حسینی که گرفت
 
روضه دم آمده و انجمنم خوشبو شد
 
هر کجا حس حسین آمده من گل کردم
 
شعر نیما و سپید و کهنم خوشبو شد
 
بیشتر هر چه به زیر علمش سینه زدم
 
بیشتر بر سر و سینه زدنم خوشبو شد
 
بعد مرگم همه تابوت مرا بو بکشید
 
که به یادش دم مردن کفنم خوشبو شد
 
و گمانم همه سال، محرم شده است
 
که چ

ادامه مطلب  

 

 روضه ی داغ، سه جا درحرمت می طلبد هرشب جمعه دعا درحرمت می طلبد گریه زاری گدا در حرمت می طلبد آنقدر کرببلا خواستم از مشهد که بردن نام رضا در حرمت می طلبد
سینه زن های تواز بس که زپا می افتند غالباً بودنِ پا در حرمت می طلبد سمت شش گوشه و گودال وَشاید هم تل ّ روضه ی داغ، سه جا درحرمت می طلبد پنج شنبه دم مغرب همه جا غلغله است چون می آید خود مادر، حرمت می طلبد دخترت دست گرفته به کمر این شب ها از خدا مرگ چرا در حرمت می طلبد؟ وا شده در حرمش پنجه ي نامحرم ها

ادامه مطلب  

 

من لواشک دوست دارم ،از شیرینی‌ خامه‌ای بدم میاد،دلو می‌زنه ! ولی‌ بعضی‌ وقتا یدونه با چایی می‌خورم ولی‌ شیرینی‌ دانمارکی دوست دارم و عاشقه آبمیوه طبیعی هستم در ضمن چایی هم زیاد می‌خورم ! همهٔ شعر و آهنگا رو خودم میسازم تنظیم کننده‌ها : نادرکوهستانی ،امیر دیوا،پویا دایناتونیک هستن معمولا ولی‌ هرکی‌ کارش خوب باشه باهاش کار می‌کنم اسمش مهم نیست ! هرچیو دوست دارم تتو می‌کنم و عکس مادرم رو دستمه ! قد :۱۷۵، وزن ۷۵ کیلو ! خدا رو دارم !پدرم فو

ادامه مطلب  

افسانه ی دخترک خوشبخت  

با امیدی گرم و شادی بخش                                                    با نگاهی مست و رویاییدخترک افسانه میخواند                                                          نیمه شب در کنج تنهاییبی گمان روزی ز راهی دور                                                     میرسد شهزاده ای مغرورمیخورد بر سنگ فرش کوچه های شهر                              ضربه ی سم ستور باد پیمایشمی درخشد شعله ی خورشید                           

ادامه مطلب  

چاووشی معضل همیشگی من وبابام!  

صدای اهنگمو یکخورد بلند کرده بودم واز اهنگ های چاووشی گوش میدادم.یهو بابام اومده تو اتاقم میگه چاووشیه؟؟؟
میگم آره!
بابام همچین ژست گرفت وشروع کرد به سینه زدن که روی تختم از خنده ول شدم
بابام عجیب از چاووشی بدش میاد ومیگه آیه یئس میخونه وبه درده سینه زنی میخوره 
هنوز دارم این پست رو مینویسم خندم بند نیومده! یعنی بعضی وقتا این بابامم کارای میکنه که من حرفی ندارم بزنم خخخخ

ادامه مطلب  

نوحه  

 
ای خواهر غم پرورم ماتم کش دوران
ای خواهر غم پرورم ماتم کش دوران                    ای  زینب نالان
بنشین زمانی در برم کامد شب هجران                  ای زینب نالان
از ظلم این لشکر شوم در خاک و خون غلطان        ای زینب نالان
دیگر نبینی روی من آمد شب آخر                        ای خواهر مضطر
خواهر بیاور در برم یک کهنه پیراهن                        تا پوشم  برتن
زیرا که سازد شمر دون جسم مرا عریان                ای زینب نالان
امروز روز آخر

ادامه مطلب  

گزارش جلسه زیبای ظهر پنجم محرم در لواءالزینب قم بانوای کربلایی حسین عینی فرد  

بسم الله الرحمن الرحیم
گزارش روز پنجم محرم هیئت لواءالزینب قم
=======================
ساعت 2و نیم ظهر بود که وارد مسجد امام زین العابدین شدیم حاج اقا  غروی داشتن صحبت میکردن بحث جالب و قشنگی بود.حاج اقا در اواسط سخنرانی فرمودند اقای عینی فرد از زنجان اومدند براتون بخونن که جمعیت هم به وجد اومدن...حاج اقا روضه حبیب بن مظاهر رو خوندند و در ادامه گریزی به روضه حضرت رقیه زدند که در این لحظه حسین اقا وارد جلسه شد و ادامه روضه رو خوند**بابا بی بهونه دشمنا منو ز

ادامه مطلب  

محرم  

فرا رسیدن ماه محرم ،
ماه پیروزی خون بر شمشیر را بر عاشقان آن حضرت تسلیت عرض می کنیم . 
 
بمان که روشنی دیده ی ترم باشی شبیه آیینه ای در برابرم باشی هوای خیمه ی من بی نگاه تو سرد است بمان که ممایه ی دل گرمی حرم باشی تو آفتابی و بالای نیزه هم که شده بمان که روشنی دیده ی ترم باشی
-----
داغ لاله می چکه از دل اشک چیه جز خون جگر حاصل اشک تاقیامت به یاد روز دهم می شه خاک کربلا محفل اشک
----
:: عالم ، همه خاک کربلا بایدمان پیوسته به لب، خدا خدا بایدمان تا پاک شود

ادامه مطلب  

"گرامی داشت هفته ی دفاع مقدس"  

چشم‌، چشم‌، دو تا چشم‌ خمار و نافذ و مست‌ مو، مو، یه‌ خرمن‌ قشنگ‌ و مشكی‌ یكدست‌ خط‌ خط‌ دو ابرو مِشكیی‌ و كمونی‌ خال‌، خال‌، دو گونه‌ گونه‌ای‌ استخونی‌ لب‌، لب‌، دو تا لب‌ همینجوری‌ می‌خنده‌ قربون‌ برم‌ ماشاءالله‌ بابام‌ چه‌ قد بلنده‌ دندوناشو ببینین‌ عینهو مرواریده‌ بابا به‌ این‌ خشگلی‌ هیچ‌ جا كسی‌ ندیده دست‌، دست‌، دو تا دست‌ چه‌ مشكلها كه‌ حل‌ كرد میگن‌ كه‌ وقت‌ رفتن‌ مادرمو بغل‌ كرد بابام‌ مَنم‌ بغل‌ كر

ادامه مطلب  

تو بخند  

بعد از آن روزی که رفتی شوق پروازم شکست شادکامی ها به همراه تو از من رخت بست آرزوهایم تمامش آز شد در سینه ماند غصه ای با حجم دلتنگی درون من نشست تا بیایی گوشه تنهایی خود مرده ام در کنار خاطراتی که هنوزم زنده است چشم امید من از اول چراغش خفته بود خانه خشبختی ما بی در و بی پیکر است قصه را باید که کوتاهش کنم بی هودگیست روی صحبت با کسی هست که میدانم کر است

ادامه مطلب  

تنهایی  

بعد از آن روزی که رفتی شوق پروازم شکست شادکامی ها به همراه تو از من رخت بست آرزوهایم تمامش آز شد در سینه ماند غصه ای با حجم دلتنگی درون من نشست تا بیایی گوشه تنهایی خود مرده ام در کنار خاطراتی که هنوزم زنده است چشم امید من از اول چراغش خفته بود خانه خشبختی ما بی در و بی پیکر است قصه را باید که کوتاهش کنم بی هودگیست روی صحبت با کسی هست که میدانم کر است

ادامه مطلب  

 

صورتش رو تو دستاش نگه داشته بود، یه تیکه داغ از هستی، تمام گرمای دنیا بین دستاش بود.
به صورتش نگاه میکرد.
ناگهانی تو چشم‌هاش خیره شد و تمام گرمای احساسش رو با تنفر محبت و نزدیکی دیگران بیان کرد.
از اینکه پدر و مادرش اونو داشتن حسادت میکرد. از اینکه خواهر و برادرش اونا رو داشتن حسادت میکرد. از اینکه اون هر کس دیگه‌ای رو داشت متنفر بود.
میخواست که تمام وجود اون تنها و تنها مال خودش باشه و بس.

ادامه مطلب  

"گنجشک عاشق"  

ساده به دستت نیاورده بودم که یک روز بغضم را همسفرت کنم
چمدانت را به دستت بدهم وبه خدا بسپارمت...
ساده به دستم نیاورده بودی که بگذاری از سر ایوانت بپرم وبه روی خود
نیاوری ودیگر هیچگاه روی ایوان برف گرفته برایم خرده نان نریزی...
برو... ولی نگو مرا نمی شناسی.
سایه واژه هایم همیشه بر سر اندوه توست.وقتی هنوز نیمه های شب، از
خواب می پری،ونمی دانی گنجشکی که روزی عاشقت بود
چرا در سینه ات بال بال می زند؟
چمدانت را برندار...
قبل از رفتن ،مرا در آغوش بگیر...

ادامه مطلب  

چیزهایی را هم باید تغییر داد  

این را بخوانید:
نمی شود که تا همیشه شانه به شانه ی شب ایستادبه تماشای روزگاری که گذشت بر ما و در ما و از ما. تو که عطر ابدی شب بوهای باران خورده نیستی، یا افسانه ای ماندگار که سینه به سینه و نسل به نسل در تمام "من " های زندگیم تکرار شوی تا برسی به آینده ای که خواهم زیست.تکراری هم باشی، گرمای نفس گیر ظهر تابستانی . می توان از تو گریخت به سایه ای، فصلی یا جایی دیگر. می توان از تو گریخت به دیگری ...و رها شد، چون اتفاق ناخواسته ای که نیمه ی افتادن رها شده


ادامه مطلب  

 

و شب شده است :)
و من تو را با آن ته ریش و پیراهن مشکی جذب و شال عذا میبینم و میگویم کوفتت باد شورانگیز :)
و از آن طرف نگاهی سنگینی میکند .. نگاه های خطرناک یک نفر که در تاریکی کوچه چهره اش معلوم نیس:)
و امشب خبری از خواب نیست :)
فکر و فکر و فقط فکر .. برای چگونه مردن .. چگونه مردن .. چگونه مردن :)
دلم دارد میترکد .. فقط میخواهم یک نفر بغلم کند بلند بلند بزنم زیر گریه .. همچین که لباسش خیس خالی شود :)
آنقدری بغض و نفرت درونم جمع شده است که دیدی یک هویی زدم در گوش

ادامه مطلب  

آیا میدانستید!  

محرم که فرا میرسد همگی به فکر سیاهپوشی  و شرکت در عزاداریها میافتیم. در مراسمی بودم که اکثرا سینه زنان برهنه بودن و بر سرو سینه میزنند، با خودم میگفتم اینها چه کار میکنند! شاید از نظر شما هم این کار افراطی گری بود و کراهت داشته باشد! شب دیگر در مراسمی بودم روحانی برمنبر این چنین میگفت. : بدانید که بر سرو سینه زدن و آسیب زدن به بدن،  جامه دریدن و سینه چاک دادن،  برای هر سوگواری و عزاداری هر امام کراهت دارد به جز شهید کربلا، 
لبیک یا ابا عبدالله ا

ادامه مطلب  

جلسه مشترک باشگاه امدادگران و نجاتگران برادر وخواهر  

جلسه مشترک با شگاه امدادگران و نجاتگران برادر و خواهر با حضور رئیس جمعیت و مسئول امداد ونجات و مسئول پایگاه شهرستان :
موضوع : تقدیر و تشکر از نجاتگران برتر سه ماه گذشته و بررسی مصوبات شش ماه آینده سال 93 ؛
شرح :
جلسه در مورخ 14/7/93 رأس ساعت 12:30 در دفتر کنفرانس رئیس جمعیت برگزار شده که در ابتدا با تقدیر و تشکر از نجاتگران برتر سه ماه گذشته به همراه لوح سپاس و اهدا جوایز سپس مسائل شش ماه آینده سال 93 که به نقاط اشتراک بین باشگاه امدادگران ونجاتگران ، م

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1